تبلیغات
Welcome to OurBlog!

باران!

شنبه 25 فروردین 1386 ساعت 06:04 ق.ظ
نویسنده: بابا تحت موضوع: یادگاری ,

 

تو این مدتی که هند هستم این اولین سالی بود که باران ندیدم!

گرمای هوا کرختی مراخ عجیبی بهم میده... امسال به طور میانگین سال گرمی بود

البته منظورم از امسال همان دوره ای است که هر ساله از ایران به هند برمیگردم و یک جورایی عید و نو روز ما همون دورانی است که میایم ایران!

سه روز پیش اولین بارون اومد... داداش که داشت میرفت بیرون منو صدا زد گفت داره بارون میاد...

حالا اندازه اش به قدری بود که فقط جای لک چند قطه بارون رو زمین جا مونده بود

انگار تمام خوبیهای دنیا رو میدیدم... خیلی ذوغ کردم... طوریکه که داداش فردای اون روز وقتیکه بارون سنگینی گرفت با خنده و تعجب میگفت تابحال اینقدر خوشحال منو ندیده!

دو روز پیش وقتی بارون گرفت... همسایه ما با برادرش اومد درب منزل ما... جای شما خالی... یک چای چند گیاه و داغ رو با شاخه نبات ایرانی هم زدیم و نوش جان کردیم!

توی این چای از گل گاوزبان بگیرید تا فکر کنم نعناع! هم بود... آخه پدر این همسایه ی ما به قول خودش عطاری دارد... طعم چای بکلی دستخوش رایحه های مختلفی میشد که برگ یا غنچه ی گلها لابلای دندان حس میشد... درست مثل همون بارون یک حالت تازگی داشت.

دیشب هم بارون بارید... امروز هم هوا ابریه... خدا کنه باز هم بارون بباره

بارون رو خیلی دوست دارم... خیلی

آرامش زیبایی داره... انگار آسمون خیلی قشنگ میاد دم در خونه ی زمین... خیلی نزدیک میشه و صفایی به هم میزنن که طراوتش زندگی بخشه

چند بار زیر بارون قدم زدم... خیس شدم و صفا کردم...

یه حس جالب فراغت و بی نیازی بهت دست میده وقتی خیس خیس زیر بارون قدم میزنی و میبینی مردم دارن بدو بدو دنبال سرپناه میگردن و تب و تاب و تقلایی نیست الا پپدا کردن پناه امن و آرامش!

البته این تجربه ای هست که فقط آدمای بیکاری مثل من میتونن داشته باشن وگرنه منم اگه زندگیم به بدو بدو و تب و تابم برای زندگی بود شاید خوشم نمیومد که با لباس خیس نفس بکشم.

 


لینك مستقیم به مطلب

کبوتر نامه رسان

ارسال نظر / پیام

بلبل خوش خبر از طرف همان یار رسید
خبر از دلبری یار به دلدار رسید


ارسال پیام شما و مشاهده پیامهای دیگران ( پیام)

 

Farshchian

 

دسته بندی موضوعی

 

نوشته های قبلی

 

بایگانی ماهانه ی نوشته ها

من و بارون

 

لینکستان روزانه

 

لینکستان همیشگی

 

درباره وبلاگ ما

پرنده ی دل

این وبلاگ کاملا دونفره است یعنی دونفر نویسنده این وبلاگ هستن یعنی یه مامان داره و یه بابا...
مامان این وبلاگ همه اش درس خونده و اونقدر درس خوندش تا الان معلم شده و درس میده...
بابای این وبلاگ هم هنوز در سفر هستش و اینقدر سفر رفته و میره و دوست داره بره که خدا میدونه...
اینجا هیچ حساب کتابی تو نوشتن نیست یعنی نه بابا و نه مامان چیز خاصی مد نظرشون نیست که روی اون گیر داده باشن و به قولی! یه جورایی عشقیه...
قدیما میگفتن هر چه میخواهد دل تنگت بگو و از این حرفا...
خلاصه خیلی خوش اومدین

بابا (165 بار مطلب نوشته)

مامان (154 بار مطلب نوشته)

 

پیاز داغ اضافه

clay_cup

بابا ایران دوست خیلی خفنی هست که همه جوره هوای وطن و هویت و فرهنگ خودش رو داره اما جوری رفتار میکنه که شاید در دید اول موافق با این اصول نیست

 

جوینده یابنده است

 

خبرنامه

 

آمار بازدیدکنندگان

امروز
تعدا بازدیدهای امروز :
تعداد بازدیدهای دیروز :
تعداد بازدیدها از ابتدا :
تعداد مطالب موجود :
تعداد نظرات ارسالی :
ایجاد صفحه در - ثانیه Locations of visitors

 

خروجی و خبرخوان

5
4
2
3
1

RSS Feed.
ATOM