تبلیغات
Welcome to OurBlog!

زندگی مادر ترزا با ترجمه مامان

جمعه 13 مهر 1386 ساعت 05:10 ق.ظ
نویسنده: مامان تحت موضوع: نقل قول ,

 

   " اگنس گهکسا بجاکسیا "ملقب به مادر ترزا یک راهبه کاتولیک مسیحی بود که " خیریه مبلغان مذهبی" را تاسیس کرد. او در سال 1979 جایزه نوبل صلح را به خاطر کارهای انسان دوستانه اش در طول 50 سال به مردم فقیر، مریض ، یتیم و در حال مرگ کلکته در هند دریافت کرد. " خیریه مبلغان مذهبی" با مدیریت مادر ترزا گسترش یافت و آنها کمک هایشان را به کشورهای مختلفی نیز می رساندند. در بین سالهای 1970 تا 1980 او به خاطر انسان دوستی و اﯿﺛارش به مردم فقیر و بینوا شهرت جهانی یافت. پس از مرگش " جان پول دوم " او را آمرزیده اعلام کرد.

  او در 20 آگوست سال 1910 در " اسکوپج " که امروز پایتخت جماهیر " ماسادونی " است به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند خانواده آلبانی تبارش بود. بعد از فوت پدرش ( که در آن زمان 8 سال داشت. ) بعنوان یک کاتولیک بوسیله مادرش تربیت یافت. در 12 سالگی اگنس با داستانهای زندگی مبلغان مذهبی و خدماتشان مسحور می شد، او با این داستانها متقاعد شده بود که باید یک مذهبی متعهد شود. در سن 18 سالگی خانه را برای پیوستن به راهبه های " لورتو "به عنوان یک مبلغ مذهبی ترک کرد و پس از آن دیگر مادر و خواهرش را ندید.

  اگنس جوان ابتدا به " لورتو ابی " در " ﻠﺛفارنهام " در ایرلند رفت تا زبان انگلیسی را که زبان راهبه های " لورتو " بود  و فراگیرد.

  در سال 1929 به هند رسید. او آموزشهای اولیه خود را در " دارجیلینگ " نزدیک کوههای هیمالیا دریافت کرد. او اولین پیمانهایش را بعنوان یک راهبه در 24 می سال 1931 بست و در آن زمان بود که نام " ترزا " را برای خود اختیار کرد. او در سال 1937 بعنوان آموزگار در مدرسه " لورتو" در شرق کلکته آغاز به کار کرد. اگرچه او از آموزش در مدرسه لذت می برد ولی به طور فزاینده ای به خاطر فقر حاکم بر کلکته رنج می برد.

 در سال 1948 تبلیغ مذهبی خود را در میان مردم در سال آغاز کرد و در همان زمان به عادت رسمی " لورتو " را با پوشیدن پارچه کتانی سفید ساده ای با نام " چیرا " که حاشیه ای آبی داشت را آغاز کرد.

  پس از آن کارش را در مدرسه " موتیج هیل " آغاز کرد و کمی بعد او به کمک گرسنگان و فقیران شتافت. تلاشهایش خیلی زود توجه مقامهای رسمی هند را به خود جلب کرد که از جمله آن می توان به نخست وزیر هند اشاره کرد که رسما از او تشکر کرد. او در خاطراتش می نویسد که اولین سال فعالیتش با مشکلاتی همراه بود و دچار دودلی و تنهایی شد و وسوسه می شد که به زندگی راحت و و آسوده و راحت صومعه بازگردد. او هیچ پولی برای کمک به مستمندان نداشت و مجبور بود از محلی به محل دیگر برود ، گدایی کند و غذا و ضروریان زندگی برای آنها تهیه کند.

  ترزا در 7 اکتوبر سال 1950 از طرف واتیکان اجازه یافت تا در قلمرو اسقف یک گردهمایی مذهبی را       آغاز کند که بعدها همین امر موجب ایجاد خیریه مبلغان مذهبی شد.با این اجازه می توانست از مردم گرسنه   ،برهنه، بینوا، معلول، نابینا، جذامی و هر آنکه به نوعی از طرف جامعه مورد حمایت قرار نمی گرفت و طرد شده بود مراقبت کند. آنها در ابتدا 12 عضو داشتند و در کلکته شروع به کار کردند ولی امروزه بیش از 4000 راهبه که از یتیمان، بیماران ایدز، پناهندگان، نابینایان، معلولان، افراد مسن ،الکلی فقیر و بینوا قربانیان سیل، بیماریهای اپیدمی، قحطی و خشکسالی در سرتاسر جهان حمایت می کنند.

 در سال 1952 در کلکته اولین مکان را با کمک مقامات رسمی هند برای انسانهای در حال مرگ بود، تاسیس کرد. او یک معبد متروک هندو را به مکانی برای انسانهای در حال مرگ تبدیل کرد و نام آن را " کالیقات"   به معنی " خانه قلب پاک " گذارد. هر کسی به آنجا می رفت مراقبتهای پزشکی دریافت می کرد و شرایط بهتری برایش ایجاد می شد تا با عزت بمیرد، طوری که قبل از آن از طرف جامعه طرد شده و مورد بی  توجهی فرا گرفته بود. این حالت را مادر ترزا " یک مرگ زیبا " خوانده بود. او می گفت : " اینجا خصوص کسانی است که همچون حیوانات زندگی می کردند ولی همچون فرشتگان با عشق و توجه می  میرند.  "

  سپس مکانی را برای جذامی ها ساخت و آن را " شانتی نگار " به معنی" شهر صلح"  نام نهاد. به دنبال آن خیریه مبلغان مذهبی کلینیکهای دیگری برای جذامی ها تاسیس کردند و برای آنها غذا، دارو و باند فراهم می کردند.

   وقتی در خیریه تعداد کودکان بی سرپرست افزایش یافت او نیاز مکانی را مخصوص آنها احساس کرد. بنابراین در سال 1955 در" نیرمانا شیشو بهاوان" خانه ای را برای کودکان معصوم، بینوا و بی خانمان بوجود آورد. این کار خیلی زود توجه ها را به خود جلب کرد به طوریکه اعضا جدید و مبالغ زیادی به عنوان کمک هدیه گرفتند و به موجب آن در سالهای بین 1960 تا 1970 محلهای رایگان دیگری برای فقیران افراد در حال مرگ جذامی ها و یتیمان در تمام هند ساخته شد.  سپس او فعالیتهایش را  در جهت اهداف بین المللی و ایجاد مکانهایی در تمام جهان گسترش داد. اولین اقدامهایش بین الملی اش در " ونروئلا " در سال 1965 با 4 راهبه و به دنبال آن در یونان، تانزانیا و اتریش در سال 1968 بود. در سالهای 1970 تا 1980 نیز مکانهایی را در 12 کشور آسیایی آفریقایی و اروپایی تاسیس کرد.

   در سال 1962 جایزه " پداما شرلی " را از طرف  دولت هند و جایزه " مگسای سای " را از طرف  کشور فیلیپین به خاطر کمکها ی بسیارش به کشورهای شرق آسیا دریافت کرد. در سال 1972  دو جایزه دیگر دریافت نمود یکی از آنها جایزه  " جواهر نعل نهرو " از طرف دولت هند بود و دیگری جایزه صلح نوبل به خاطر مقابله با فقر و رنج و تلاش برای ایجاد صلح در جهان بود. وقتی این جایزه را گرفت از او پرسیدند : " چه کاری می توان کرد تا صلح را در جهان گسترش داد. " او پاسخ گفت : " به خانه بروید و به خانواده خود محبت کنید. " همچنین او اضافه کرد : " در تمام جهان نه تنها در کشورهای فقیر بلکه در غرب نمونه هایی از فقر دیدم که به مراتب رفع آن بسیار سخت تر بود. زمانیکه  گرسنه ای را در خیابان می بینم به او ظرفی برنج و تکه ای نان می دهم و احساس رضایت می کنم با این کار گرسنگی او برطرف می شود. اما کسی که از کاشانه به بیرون رانده می شود احساس ناخواستنی بودن، ترس و عدم عشق را پیدا می کند و این فقری به مراتب بیشتر و دردناک تری است و برطرف کردن آن نیز سخت تر است. "همچنین  در سال 1980 ارزشمند ترین و بالاترین جایزه هند را با نام " بهارات رانتها " را از طرف دولت هند دریافت کرد.    

  در سال 1982 وقتی شهر " بیروت " در محاصره ارتش اسرائیلی و غیرنظامیان فلسطینی  بود بیمارستانی در آنجا ویران شده  بود توانست بین آنها آتش بسی ایجاد کرد. و به همراهی کارکنان صلیب سرخ به منطقه جنگ  و 37 کودک را نجات دهد. در سال 1991 پس از سالها به موطن خود بازگشت و خیریه مبلغان مذهبی را در "تیرانا" و " آلبانی " تاسیس کرد.

   او در سال 1983 در یونان وقتی به دیدار پاپ جان دوم رفت دچار حمله قلبی شد بعد از دومین حمله قلبی اش در سال 1989 و از دستگاه تنظیم ضربان قلب استفاده کرد. در سال 1991 بعد از نبرد مکزیک او دچار مشکلات قلبی زیادی شد.با این حال از فعالیت باز نایستاد و در مقام ارشد خیریه مبلغان مذهبی کارش را ادامه داد. در آگوست سال 1996 به مالاریا مبتلا شد و ماهیچه بطن سمت راست قلبش تحلیل رفت و متقاعب آن تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی بهبود آنچنانی نیافت و همچنان مشکلات قلبی داشت. در 13 مارچ سال 1997 استعفا داد و در  5 سپتامیر سال همان سال 9 روز پس از تولد 87 سالگی اش دار فانی را بدرود گفت.

 


لینك مستقیم به مطلب

کبوتر نامه رسان

ارسال نظر / پیام

بلبل خوش خبر از طرف همان یار رسید
خبر از دلبری یار به دلدار رسید


ارسال پیام شما و مشاهده پیامهای دیگران ( پیام)

 

Farshchian

 

دسته بندی موضوعی

 

نوشته های قبلی

 

بایگانی ماهانه ی نوشته ها

من و بارون

 

لینکستان روزانه

 

لینکستان همیشگی

 

درباره وبلاگ ما

پرنده ی دل

این وبلاگ کاملا دونفره است یعنی دونفر نویسنده این وبلاگ هستن یعنی یه مامان داره و یه بابا...
مامان این وبلاگ همه اش درس خونده و اونقدر درس خوندش تا الان معلم شده و درس میده...
بابای این وبلاگ هم هنوز در سفر هستش و اینقدر سفر رفته و میره و دوست داره بره که خدا میدونه...
اینجا هیچ حساب کتابی تو نوشتن نیست یعنی نه بابا و نه مامان چیز خاصی مد نظرشون نیست که روی اون گیر داده باشن و به قولی! یه جورایی عشقیه...
قدیما میگفتن هر چه میخواهد دل تنگت بگو و از این حرفا...
خلاصه خیلی خوش اومدین

بابا (165 بار مطلب نوشته)

مامان (154 بار مطلب نوشته)

 

پیاز داغ اضافه

clay_cup

بابا ایران دوست خیلی خفنی هست که همه جوره هوای وطن و هویت و فرهنگ خودش رو داره اما جوری رفتار میکنه که شاید در دید اول موافق با این اصول نیست

 

جوینده یابنده است

 

خبرنامه

 

آمار بازدیدکنندگان

امروز
تعدا بازدیدهای امروز :
تعداد بازدیدهای دیروز :
تعداد بازدیدها از ابتدا :
تعداد مطالب موجود :
تعداد نظرات ارسالی :
ایجاد صفحه در - ثانیه Locations of visitors

 

خروجی و خبرخوان

5
4
2
3
1

RSS Feed.
ATOM